
احتمالا با معیار BMI یا شاخص توده بدنی که بر اساس قد و وزن فرد محاسبه میشود، آشنایی دارید و شاید از آن برای سنجش وضعیت سلامتی و چاقی خود استفاده میکنید. اما آیا این معیار، بهدرستی میتواند وضعیت سلامتی ما را نشان دهد؟ برخی تحقیقات حاکی از آن است که BMI اندازهگیری نادرستی از میزان چربی بدن است و در فرمول محاسباتی آن، توده عضلانی، میزان تراکم استخوان، ترکیب کلی بدن و تفاوتهای نژادی و جنسی در نظر گرفته نشده است.
اگر BMI شما بین 18.5 تا 25 باشد، وزن طبیعی دارید، اگر بین 25 تا 30 باشد اضافهوزن دارید. هر فردی با BMI حدود 30 یا بیشتر، مبتلا به چاقی است.
میدانیم که چاقی، خطر ابتلا به بیماریهای قلبی، دیابت نوع 2، سرطان، آپنه خواب و سایر بیماریها و عوارض جسمی را افزایش میدهد. اما این باور عمومی اخیراً با چالشهایی مواجه شده است.
در مقالهای که جدیداً در مجله معتبر Science در این زمینه منتشر شد، نویسندگان به مزایا و معایب چاقی به عنوان «پارادوکس چاقی-مرگ» اشاره میکنند؛ پارادوکسی که بحث و جدلهای زیادی برپا میکند.
دکتر Ahima یکی از نویسندگان این مقاله معتقد است:
«ما نیازمند ابزارهای دقیق، عملی و مقرونبهصرفه برای اندازهگیری چربی و ماهیچههای اسکلتی و نشانگرهای زیستی هستیم که بتوانند خطرات بیماریها و مرگومیر را بهتر پیشبینی کنند. بهبود یافتن معیارهای اندازهگیری چاقی و عوامل مرتبط با آن، میتواند مشخص کند وزن ایدهآل برای هر فرد چقدر است. این معیارها باید عواملی مانند سن، جنس، ژنتیک، تناسب اندام، بیماریهای قبلی، و همچنین نشانگرهای خونی جدید و پارامترهای متابولیک تغییر یافته توسط چاقی را نیز لحاظ کنند.»
افرادی که BMI آنها 30 یا بالاتر است، یعنی افراد چاق، به طور قابلتوجهی بیشتر در معرض خطر ابتلا به دیابت، سرطان، بیماریهای قلبی-عروقی، آرتروز و بیماریهای کبد و کیسه صفرا هستند. چاقی، خطر مرگ زودرس را افزایش میدهد.
با این حال، برخی مطالعات اخیر نشان دادهاند که تعدادی از افراد چاق، خطرات قلبی-عروقی کمتری دارند و وضعیت متابولیک بهتری دارند؛ این در حالی است که برخی از افراد «با BMI طبیعی» از نظر متابولیکی ناسالم هستند و بیشتر در معرض خطر مرگ هستند.
تیمی از محققان در دانشگاه ویرجینیا دریافتهاند که افراد چاق در مقایسه با بیماران با وزن نرمال، پس از جراحی، احتمال بقای بالاتری دارند. بر اساس تحقیقات آنها، احتمال مرگ 30 روز پس از جراحی در بیماران با BMI معادل 23.1 یا پایینتر، بیش از دو برابر بیشتر از بیماران با BMI حدود 35.3 یا بالاتر است.
دکتر Lazar و Ahima معتقدند که تأثیر واقعی چاقی بهدرستی شناخته نمیشود زیرا مطالعات فعلی بر ارتباط بین BMI، سلامتی و خطرات مرگ و میر تمرکز میکنند، بدون در نظر گرفتن این که چگونه کاهش و افزایش وزنِ عمدی یا غیرعمدی ممکن است بر این نتایج تأثیر بگذارد.
آنها میگویند تحقیقات آینده باید بیشتر بر روی مسیرهای مولکولی متمرکز شود، به ویژه این که چگونه عوامل متابولیک تغییر یافته توسط چاقی، میتواند پیشرفت دیابت، بیماریهای قلبی، سرطان و سایر بیماریها را تغییر داده و بر وضعیت سلامت و مرگ و میر تأثیر بگذارد.
BMI در افراد مختلف، لاغری و چاقی را اغراقآمیز نشان میدهد
Nick Trefethen، استاد تحلیل عددی در مؤسسه ریاضی دانشگاه آکسفورد، در نامهای به نشریه اکونومیست توضیح داد که چگونه BMI منجر به سردرگمی و اطلاعات نادرست میشود.
BMI از تقسیم وزن بر حسب کیلوگرم، بر قد بر حسب متر به توان ۲ به دست میآید.

Adolphe Quetelet ریاضیدان، جامعهشناس، آمارشناس و ستارهشناس بلژیکی، کسی است که BMI را در دهه 1830 برای اندازهگیری شکل بدن انسان ابداع کرد، معیاری که تا به امروز بهطور گستردهای در مجامع علمی بهکار میرود.
پروفسور Trefethen معتقد است که این فرمول محاسباتی، وزن را در افراد کوتاهقد، بیش از حد، و در افراد قدبلند، بسیار کم تقسیم میکند. این مسئله باعث میشود که افراد قدبلند فکر کنند چاقترند از آنچه که واقعاً هستند، و افراد کوتاه قد فکر کنند لاغرترند از چیزی که هستند.
Trefethen میگوید که در زمان ابداع BMI هیچ ماشینحساب، رایانه یا دستگاه الکترونیکی وجود نداشت و به همین دلیل است که Quetelet یک سیستم فوقالعاده ساده را برای این منظور انتخاب کرد. Trefethen تعجب میکند که چرا مؤسسات امروزی در مجامع علمی همچنان از همان فرمول BMI معیوب استفاده میکنند. او میگوید «شاید کسی نمیخواهد این مسئله را به چالش بکشد.»
Trefethen معتقد است که یک روش محاسبه بهتر از فرمول وزن/قد فعلی در BMI، تقسیم وزن به قد به توان 2.5 است.
اندازه دور کمر با خطر دیابت ارتباط مستقیم دارد، بدون در نظر گرفتن شاخص BMI
محققان واحد اپیدمیولوژی شورای تحقیقات پزشکی بریتانیا (MRC) در نشریه PLoS Medicine گزارش دادند که اندازه دور کمر، به طور مشخص و مستقلا با خطر دیابت نوع 2 ارتباط مستقیم دارد، بدون در نظر گرفتن معیار BMI.
مدیر این مطالعه، دکتر کلودیا لانگنبرگ و تیمش پیشنهاد کردهاند که اندازه دور کمر باید به طور گستردهتری برای تخمین خطر دیابت نوع 2 اندازهگیری شود.
آنها خاطرنشان کردند که در یک مرد که چاق محسوب نمیشود و دارای اضافه وزن با دور کمر حداقل 102 سانتیمتر است، خطر ابتلا به دیابت نوع 2 به همان اندازهی یک مرد مبتلا به چاقی است. همین امر در مورد خانمهای با دور کمر 88 سانتیمتر یا بیشتر نیز صدق میکند.
مطالعهای در آمریکا نشان داد که سنجش اندازه کمر، میزان بالاتر دیابت نوع 2 را در ایالات متحده آمریکا نسبت به بریتانیا توجیه میکند، نه شاخص BMI. یکی از نویسندگان این مقاله میگوید «آمریکاییها چربی بیشتری نسبت به انگلیسیها در اطراف بخشهای میانی خود حمل میکنند، و این تنها عاملی است که دلیل نرخ بالاتر دیابت در آمریکا را توجیه میکند، بهویژه در میان خانمهای آمریکایی. اندازه دور کمر عامل خطر جدیدی است که ما باید بیشتر آن را مطالعه کنیم.»

پس از تکمیل آزمایش، بهسادگی میتوانید نتیجه آن را بهصورت اینترنتی از بخش جوابدهی آنلاین سایت آزمایشگاه ملاحظه کنید. در صورت نیاز میتوانید نسخه چاپی را نیز از پذیرش آزمایشگاه دریافت کنید.
نسبت دور کمر به قد، بهتر از BMI نتیجه میدهد
دکتر Margaret Ashwell مدیر علمی بنیاد تغذیه بریتانیا، در سال 2012 توضیح داد که نسبت دور کمر به قد، یک معیار برتر از BMI برای پیشبینی دیابت نوع 2 و بیماریهای قلبی-عروقی است.
دکتر Ashwell گفت «داشتن سایز دور کمر که کمتر از نصف قد یک فرد باشد میتواند به افزایش امید به زندگی او کمک کند.»
بنابراین دور کمرِ یک مرد با قد حدود 180 سانتیمتر، باید 90 سانتیمتر یا کمتر باشد، و دور کمر یک خانم با قد 160 سانتیمتر نباید بیشتر از 80 سانتیمتر باشد. وی معتقد است نسبت دور کمر به قد، باید به عنوان یک ابزار غربالگری در نظر گرفته شود.
دکتر Ashwell توضیح داد که شاخص BMI، توزیع چربی در بدن را در نظر نمیگیرد. چربی شکم بر اندامهایی مانند کلیه، کبد و قلب، شدیدتر از چربیِ موجود در رانها یا باسن تأثیر میگذارد. دور کمر، نشاندهندهی سطح چربی شکم است.
او و همکارانش معتقدند رعایت این فرمول که «دور کمر خود را کمتر از نصف قد خود نگه دارید» آسانتر از فرمول BMI است.
نمونهای مشخص از بزرگترین نقص در شاخص BMI
بزرگترین عیب شاخص توده بدنی BMI این است که چربی بدن فرد در مقابل محتوای عضلانی (بافت بدون چربی) را در نظر نمیگیرد.
وزن عضله، بیشتر از چربی است (یعنی چگالتر است)؛ بنابراین، فرمول BMI افراد عضلانی و ورزشکار را چاقتر از آنچه واقعاً هستند طبقهبندی میکند.
مثلا یک دونده 100 متر المپیک با قد 180 سانتیمتر با وزن 90 کیلوگرم ممکن است همان مقدار BMI را داشته باشد که یک نفر بدون تحرک دارد. یعنی محاسبه BMI، هر دوی آنها را به عنوان افراد دارای اضافهوزن طبقهبندی میکند.
شاید این محاسبه برای افراد بدون تحرک درست باشد، اما برای ورزشکاران نه.
لزوم بازبینی معیارهای سنجش سلامت
با وجود تمامی این موارد، سازمانهای بهداشتی در اکثر کشورها، همچنان از BMI استفاده میکنند. مثلا مرکز کنترل و پیشگیری از بیماریها در آمریکا (CDC) اینطور بیان میکند: «BMI یک شاخص نسبتاً قابلاعتماد برای سنجش چاقی در اکثر افراد است.»
مؤسسه ملی بهداشت آمریکا (NIH) نیز میگوید: «یک روش خوب برای تصمیمگیری در مورد اینکه آیا وزن شما برای قدتان مناسب است یا خیر، این است که شاخص توده بدنی BMI خود را مشخص کنید.»
اما بر اساس یافتههای متعدد، این روش سنجش حتماً باید مورد بازبینی قرار گیرد تا بتوانیم اندازهگیری صحیحتری از نسبت وزن و سلامتی خود داشته باشیم.